تیم ملی آلمان امروز (از ساعت ۲۲:۳۰ به وقت تابستانی اروپای مرکزی، پخش زنده از ZDF و MagentaTV) در مرحله یکشانزدهم نهایی جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ فیفا در آمریکا، کانادا و مکزیک به مصاف پاراگوئه میرود. این دو تیم تاکنون فقط دو بار با هم روبهرو شدهاند. نخستین دیدار ۲۴ سال پیش، همانند بازی کنونی، اولین مسابقه حذفی در یک جام جهانی بود و دومین رویارویی نیز یک بازی تدارکاتی پیش از جام جهانی ۲۰۱۴ بود. آلمان همچنان شکستناپذیر است، اما هر دو بازی سخت و نزدیک بودند. DFB.de نگاهی به این دو مسابقه میاندازد.
یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۰۲: شرایط غیرمعمول و رهایی دیرهنگام
تیم منتخب فدراسیون فوتبال آلمان مرحله گروهی را بدون شکست، اما نه بدون آسیب، پشت سر گذاشته بود. پس از پیروزی ۲:۰ برابر کامرون، ناگهان چهار نام متفاوت در ترکیب ابتدایی دیده میشد؛ ترکیبی که پیش از آن سه بار یکسان بود. محرومیتها سه تغییر را ضروری کرده بود: کارستن راملو، رهبر خط دفاعی، جای خود را به مارکو رهمر داد، هرچند توماس لینکه پست لیبرو را بر عهده گرفت. ینس یرمیس و مارکو بوده (به جای دیتمار هامان و کریستیان تسیگه) در خط میانی به میدان رفتند. اولیور نوویل نیز صرفاً به دلایل فنی در خط حمله جانشین کارستن یانکر شد؛ تصمیمی که تنها دو ساعت پیش از شروع مسابقه گرفته شد. میشائل بالاک شبانهروز تحت درمان بود؛ او روز جمعه نمیتوانست بازی کند، اما روز شنبه ساق پایش دوباره آماده شده بود.
آلمان به شیوهای بهشدت عجیب به این حریف رسیده بود. پاراگوئه با امتیازی برابر با آفریقای جنوبی و تفاضل گل یکسان، تنها به لطف گلهای زده بیشتر (۶:۶ در برابر ۵:۵) صعود کرده بود؛ و آن هم فقط به این دلیل که آفریقای جنوبی از نتیجه پیروزی پاراگوئه برابر اسلوونی (۳:۱) خبر نداشت و تصور میکرد میتواند شکست مقابل اسپانیا را تحمل کند. در عصر ابزارهای مدرن ارتباطی، اتفاقی واقعاً عجیب بود. با این حال، پاراگوئه هم با احتیاط حرف نمیزد؛ خوزه چیلاورت، دروازهبان نامتعارفی که ضربات آزاد را هم میزد و پس از دوران حرفهایاش میخواست رئیسجمهور کشور شود، با صدای بلند گفت: «ما میخواهیم به فینال برسیم.» او درباره بازی اعلام کرد: «ما میتوانیم آلمانیها را شکست دهیم، چون از نظر بدنی بسیار قدرتمند هستیم و تا پای مرگ میجنگیم.» افزون بر این، او میخواست به نخستین دروازهبان تاریخ جام جهانی تبدیل شود که گل میزند؛ ترجیحاً همان بازی مقابل اولیور کان.
بازی ساعت ۱۵:۳۰ به وقت محلی برگزار شد و در آلمان ساعت ۸:۳۰ صبح بود. به همین دلیل روزنامه Bild تیتر زد: «آنها را برای صبحانه میخوریم.» ورزشگاه تقریباً تا نیمه خالی ماند. بنابراین فدراسیون فوتبال آلمان بهآسانی ۱۰۰۰ بلیت دیگر دریافت کرد و آنها را به هوادارانی داد که خودجوش به محل آمده بودند. برگزارکنندگان برای ایجاد فضایی تا حدی درخور جام جهانی، کلاسهای کامل مدرسه را رایگان به ورزشگاه آوردند. آلمان پیش از آن هرگز با پاراگوئه بازی نکرده بود، اما دستکم روکه سانتا کروس، مهاجم بایرن، را از بوندسلیگا میشناختند؛ بازیکنی که با سه همتیمیاش روبهرو میشد. همه سرمربی را میشناختند: چزاره مالدینی پیشتر تیم کشورش ایتالیا را هدایت کرده بود و نماینده نابترین نوع فوتبال دفاعی به شمار میرفت.
صحبتهای فولر ورق را برمیگرداند
هواداران آلمانی در ورزشگاه نیمهخالی ابتدا برای اولیور کان، که ۳۳ ساله شده بود، ترانه تولد خواندند. دروازهبان درباره این موضوع گفت: «این زیبا بود، اما از خودم پرسیدم: من اینجا کجا هستم؟ این که جام جهانی است، یکهشتم نهایی است. از نظر ذهنی خیلی دشوار است، مثل یک بازی دوستانه در گیزینگ. آدم برای ایجاد هیجان مشکل دارد.» حتی بینندگان تلویزیونی نیز میشنیدند که بازیکنان چه فریادهایی به یکدیگر میزنند.
بازی به سختی راه افتاد و برخی ناظران بعداً از «بدترین بازی جام جهانی» سخن گفتند. بالاک بینتیجه تلاش کرد کرنر نوویل را به سمت دروازه امتداد دهد. در دقیقه ۲۷، مارکو بوده شوتی از راه دور زد که به پشت دروازه رفت. رهمر که پس از سه ماه دوری اجباری از میدان آماده نبود، با یک پاس رو به عقب کوتاه کان را به دردسر انداخت، اما کان در روز تولدش از پس همه وظایف برآمد؛ در صورت لزوم حتی با پا. او با واکنش پرشی خود روی شوت سنگین کامپوس، تشویق حاضران را به دست آورد. Bild am Sonntag این واکنش را «در سطح جهانی» دانست. دو تیم بدون تشویق راهی رختکن شدند. رودی فولر، سرمربی تیم، در بین دو نیمه به بازیکنانش یادآوری کرد که در جام جهانی هستند «و نه در یک بازی دوستانه». او رهمر مصدوم را تعویض کرد و سباستیان کل از دورتموند را، که نخستین حضورش در آن جام جهانی بود و قرار بود کمی بیشتر در بازیسازی نقش داشته باشد، به میدان فرستاد. کان توضیح داد که در بین دو نیمه بر سر چه چیزی توافق کرده بودند: «حالا بیایید فوتبال بازی کنیم، توپ را بچرخانیم و آن را بیهدف این طرف و آن طرف زمین نکوبیم.»
ناگهان ترکیبها در یکسوم هجومی نیز جواب دادند و نوویل و برند اشنایدر به موقعیتهای واقعاً خوبی رسیدند. فولر ناچار شد بازیکن تازهوارد بعدی را هم به میدان بفرستد؛ کریستوف متسلدر مصدوم شد و جای خود را به فرانک باومان از وردربرمن داد. تغییرات پیدرپی در خط دفاعی؛ هیچ تیمی این را دوست ندارد. در این مسابقه اما بیپیامد بود، زیرا پاراگوئه بهطور محسوس افت کرد و بهندرت دیگر به سمت دروازه رسید.
نوویل گل صعود را میزند
در دقیقه ۶۸، اشنایدر به تورستن فرینگز پاس داد که در موقعیتی بدون مزاحم، توپ را از بالای دروازه قوس داد. ضربه آزاد چیلاورت نیز کمی بیش از حد بالا بود؛ او واقعاً تلاش کرد به همتای خود کان گل بزند (۷۴). کان تأکید کرد: «اگر او گل میزد، فوتبال را کنار میگذاشتم.»
در دقیقه ۸۸، اشنایدر آماده که بود، بار دیگر از جناح راست حرکت کرد و در حال دویدن با تمام سرعت توپ را به داخل فرستاد. نوویل از تمرینها و بازیهای مشترک میدانست توپ به کجا خواهد رسید. گرفتن آن توپ آسان نبود، زیرا یک بار دیگر به زمین خورد، اما نوویل از فاصله هفت متری با تمام وجود به آن ضربه زد. ۱:۰ در نتیجه «یک گلسازی تمرینشده لورکوزنی» (اشنایدر) و پیروزی بود. پاراگوئه هرچند یک بار دیگر خود را جمعوجور کرد، اما تنها به یک ضربه غیرورزشی رسید. آکونیا به دلیل ضربه آرنج به بالاک کارت قرمز گرفت. سپس آلمان در یکچهارم نهایی بود و فولر به بازیکنانش اجازه یک جشن کوچک پیروزی داد: «یک یا دو آبجو کاملاً ایرادی ندارد.» همتای او، مالدینی، همان روز مسابقه استعفا داد.
۲۰۱۳: بندر مانع شکست در بازی تدارکاتی میشود
یک سال پیش از جام جهانی برزیل، یواخیم لوو، سرمربی تیم ملی، برای آمادهسازی در برابر آنچه ممکن بود پیش بیاید، خواهان حریفی از آمریکای جنوبی بود. خواستهاش برآورده شد، اما زمان بازی، چهار روز پس از آغاز فصل بوندسلیگا، کمتر او را خوشحال کرد. بازیکنانش هنوز نمیتوانستند در ریتم باشند، بهویژه لژیونرهای پرشماری که فصل برای برخی از آنها هنوز حتی آغاز نشده بود. بازیهای ملی ماه اوت میان سرمربیان تیمهای ملی محبوبیت چندانی ندارند. همتای او، ویکتور خنِس، با کمی خوشحالی بیشتر وارد بازی شد، چرا که این مسابقه نخستین تجربه او بهعنوان سرمربی پاراگوئه بود؛ تیمی که از نظر ورزشی دوره دشواری را میگذراند.
در ترکیب ابتدایی تیم سالخورده، پنج بازیکن ۳۰ ساله یا مسنتر حضور داشتند. اما در ابتدا این تیم فدراسیون فوتبال آلمان بود که پیر به نظر میرسید و شروع ضعیفش تاریخنگاران را با چالش روبهرو کرد. عقب افتادن ۰:۲ (با گلهای نونیس و پیتونی) پس از ۱۳ دقیقه در یک بازی خانگی؛ آخرین بار چنین چیزی در سال ۱۹۳۹ برابر بوهم-موراوی رخ داده بود. خوشبختانه تیم فدراسیون فوتبال آلمان، که هشت قهرمان آینده جام جهانی در آن حضور داشتند، به سرعت خود را جمع کرد. ایلکای گوندوغان (۱۸) و توماس مولر (۳۱) ــ هر دو با پای چپ ــ بازی را به تساوی کشاندند.
با این وجود، آنها با یک گل عقبماندگی به رختکن رفتند؛ سامودیو با پاس روکه سانتا کروس، بازیکن پیشین مونیخ، گل ۲:۳ را به ثمر رساند. نشریه کیکر تحلیل کرد: «گل ۲:۳ اندکی پیش از استراحت، تیم فدراسیون فوتبال آلمان را غافلگیر کرد و در نیمه دوم برای مدت زیادی بازی را بهطور محسوس فلج ساخت.» این که آنها ورزشگاه بتسنبرگِ مملو از تماشاگر را بازنده ترک نکردند، مدیون لارس بندر، بازیکن تعویضی، بودند. او تنها پس از ۲۷ دقیقه جانشین گوندوغان مصدوم شده بود و در دقیقه ۷۵ گل ۳:۳ را به ثمر رساند. در تحلیل مسابقهای که آلمان فقط از نظر تعداد موقعیتها (۱۲:۴) و کرنرها (۱۰:۳) برنده آن بود، بر ضعفهای دفاعی تأکید شد. لوو اطمینان داد: «در بازیهای بعدی همه اینها را بهتر و تغییر خواهیم داد. این روند ادامه پیدا نخواهد کرد.» در واقع تیم در سه بازی بعدی گلی دریافت نکرد و بنابراین آن شروع ضعیف فصل، جنبه مثبتی هم داشت.


