تنها یک بار یک تیم مردان آلمانی طلای فوتبال المپیک را به دست آورد؛ آلمان شرقی. امروز، ۵۰ سال پیش، این تیم در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ مونترال بزرگترین موفقیت تاریخ اتحادیه فوتبال آلمان شرقی را جشن گرفت. DFB.de نگاهی به گذشته میاندازد.
تیم منتخب آلمان شرقی که مانند همه کشورهای بلوک شرق با تیم ملی بزرگسالان به میدان میرفت، پیشتر در ۱۹۶۴ توکیو و ۱۹۷۲ مونیخ برنز گرفته بود؛ از جمله به لطف پیروزی ۳:۲ برابر تیم منتخب آلمان غربی که از آماتورها تشکیل شده بود. قرار بود بهتر از این هم بشود و اوج کار در ۱۹۷۶ مونترال رقم خورد. گئورگ بوشنر همچنان سرمربی بود و با برند برانش، یورگن کروی، راینهارت هفنر، لوثار کوربیوفایت و کنراد «کونی» وایزه، هنوز پنج بازیکن حاضر در مونیخ را در فهرست ۱۷ نفره خود داشت.
با این حال، پس از بازی افتتاحیه در تورنتو، یعنی تساوی ۰:۰ برابر برزیل، ابتدا اوضاع متشنج شد. مانفرد اوالد، رئیس فدراسیون ورزش آلمان شرقی، با گلایه از تساوی برابر «کشوری در حال توسعه از نظر فوتبالی» و تهدید به بازگشت، ناآشنایی خود با فوتبال را آشکار کرد. بیشتر بازیکنان این توبیخ را بیواکنش تحمل کردند، اما فقط کاپیتان برانش پاسخ داد: «تیرانداز، پوتسک، هم در نیمه اول به همه هدفها نزد و در پایان طلا گرفت. ما هم همین کار را میکنیم.» پس از این حرفهای قدرتمند، عمل هم به دنبال آمد؛ و دیگر فقط پیروزی. اسپانیا در دومین و آخرین بازی مرحله گروهی با گل هانسیورگن ملقب به «دیکسی» دورنر از درسدن، ۱:۰ شکست خورد.
دبل دورنر در یکچهارم نهایی
این نتیجه راه را به یکچهارم نهایی باز کرد. سه روز بعد، آنها در اتاوا آمار گلزنیشان را بهشدت افزایش دادند و فرانسه را با میشل پلاتینی جوان در هم کوبیدند. دورنر در برد ۴:۰ حتی دو گل زد و ولفرام لووه از لایپزیگ و هانسیورگن ریدیگر از دینامو برلین نیز گلزنی کردند.
در نیمهنهایی، همانند ۱۹۷۲، برادر بزرگتر از اتحاد جماهیر شوروی انتظار میکشید و چون ممنوعیتی برای پیروزی از سوی مقامات بالا وجود نداشت، آنها این بازی را نیز مقابل ۵۰.۰۰۰ تماشاگر بردند (۲:۱). دو گل پیاپی سرنوشت بازی را تا حد زیادی مشخص کرد: پنالتی دورنر در دقیقه ۶۱ و سپس گل ۲:۰ کوربیوفایت از ینا در دقیقه ۶۵. روسها تنها با یک پنالتی به گل افتخاری رسیدند و برای دومین بار متوالی مجبور شدند از برادر کوچکِ سرکش خود عصبانی باشند. حذف آنها چنان ناراحتشان کرد که پس از کسب مدال برنز، در مراسم اهدای مدال حاضر نشدند.
در ۳۱ ژوئیه، روز پایانی بازیها، فینال برابر لهستان مقابل ۷۱.۶۱۷ تماشاگر در مونترال برگزار شد. ساعت محلی: ۲۱:۳۰. شهروندان آلمان شرقی که میخواستند بازی را از تلویزیون دنبال کنند، ساعت سهونیم شب بیدار شدند؛ در اروپا، ماه اوت آغاز شده بود. لهستان بخت نخست محسوب میشد، زیرا هنوز تقریباً با تمام ستارههای جام جهانی ۱۹۷۴ بازی میکرد؛ تورنمنتی که تیمِ متشکل از آقای گل لاتو، دِینا و شارماخ در آن سوم شده بود. اما در المپیک هم توپ گرد است و این بار به سمت آلمان شرقی غلتید.
«جشن طلا تا سپیدهدم»
از جمله به این دلیل که یان توماشفسکی، دروازهبان کلاس جهانی، با تب درون دروازه ایستاده بود و متناسب با آن واکنش نشان میداد، نتیجه پس از تنها ۱۴ دقیقه ۲:۰ بود. هارتموت شاده از روی ضربه آزاد گل زد و مارتین هوفمان پاس هفنر را با کمک تیرک داخلی به گل تبدیل کرد. توماشفسکی برای آنکه بیش از این به تیمش آسیب نزند، تعویض شد. کونی وایزه بعدها به Fußball Woche گفت: «پس از آن، در واقع همهچیز خیلی راحت پیش رفت. هیچوقت این احساس را نداشتیم که ممکن است دیگر چیزی اشتباه پیش برود.»
حتی وقتی گژگوش لاتو با ضربه سر اختلاف را کم کرد (دقیقه ۵۹)، آلمان شرقی متزلزل نشد. هفنر یک حرکت انفرادی تماشایی انجام داد («بعد از آن از پا افتادم و کاملاً بریده بودم») و با گل ۳:۱ در دقیقه ۸۴، بازی را تمام کرد. بوشنر حتی توانست هدیه هم بدهد: او بلافاصله پس از آن، برای نخستین بار برند برانش از هاله را به زمین فرستاد. او ۳۲ ساله و از دوران اوجش عبور کرده بود، اما همچنان برای تیم ارزش داشت. بوشنر این را به او نشان داد؛ به پاس خدمات چندینسالهاش.
از آنجا که هر ۱۷ بازیکن به میدان رفته بودند، همه آنها حق داشتند خود را قهرمان المپیک بدانند. این پیروزی مفصل جشن گرفته شد؛ در شماره کنونی Kicker آمده است که «جشن طلا برای برخی تا سپیدهدم ادامه داشت». اوالد، رئیس ورزش، ناچار شد چهرهای دوستانهتر به خود بگیرد و به دست هر بازیکن پاکتی حاوی ۱۰۰ دلار کانادا داد. این بزرگترین موفقیت فوتبال آلمان شرقی بود و تنها عنوان تیم ملی آن باقی ماند؛ تیمی که بازیهای المپیکش برابر آماتورها (برزیل، اسپانیا، فرانسه) بر اساس تصمیم فیفا در سال ۱۹۹۹ وارد آمار رسمی نشد. اما هیچکس در کسب مدال طلا تردید نکرد.



