یک خداحافظی دور از مونیخ
پایان دوران بازی اولیور کان در جایی رقم خورد که کمتر کسی انتظارش را داشت. ۲۷ مه ۲۰۰۸، بایرن مونیخ در ورزشگاه سالتلیک کلکته روبهروی موهون باگان ایستاد؛ مسابقهای در آخرین بخش از تور آسیایی باشگاه و آخرین حضور حرفهای یکی از مشهورترین دروازهبانان تاریخ فوتبال آلمان. کان چند روز پیش از آن با پیراهن بایرن از بوندسلیگا خداحافظی کرده بود، اما سفر به هند آخرین بار بود که او برای یک مسابقه رسمیِ تیمی دستکش پوشید و وارد زمین شد.
این مسابقه فقط پایان راه کان نبود. اوتمار هیتسفلد نیز در پایان همان فصل از نیمکت بایرن جدا میشد و دیدار کلکته به یک بدرقه دوگانه تبدیل شد. بایرن با سه گل پیروز شد، اما نتیجه در حاشیه ماند؛ آنچه شب را ماندگار کرد جمعیتی عظیم بود که برای دیدن آخرین حضور «تایتان» به ورزشگاه آمده بود.

چرا کلکته به آخرین ایستگاه تبدیل شد؟
موهون باگان یکی از قدیمیترین و ریشهدارترین باشگاههای فوتبال آسیاست و فوتبال در کلکته بخشی از هویت شهری به شمار میرود. برای هواداران هندی، حضور بایرن و بهویژه اولیور کان یک رویداد کمسابقه بود. گزارشهای آن شب از جمعیتی در حدود ۱۲۰ هزار نفر سخن میگویند؛ عددی که نشان میدهد چرا این مسابقه دوستانه به یکی از بزرگترین بدرقههای دوران حرفهای یک دروازهبان تبدیل شد.
انتخاب کلکته در ظاهر با مسیر همیشگی ستارههای بزرگ تفاوت داشت. کان میتوانست آخرین بازیاش را تنها در مونیخ به پایان ببرد، اما تور آسیایی فرصتی ساخت تا اثر جهانی چهرهای که سالها نماد رقابتطلبی فوتبال آلمان بود دیده شود. سکوهای سالتلیک نشان دادند شهرت او از مرزهای بوندسلیگا و اروپا بسیار فراتر رفته است.

دقیقه ۵۵؛ لحظه آخرین خروج
کان مسابقه را از ابتدا آغاز کرد و تا دقیقه ۵۵ درون دروازه ماند. سپس جای خود را به میشائیل رنسینگ داد؛ لحظهای کوتاه که عملاً پایان دوران بازی او بود. تشویق ممتد تماشاگران، حلقه همتیمیها و خروج آرام از زمین، صحنهای ساخت که با تصویر همیشگی کانِ خشمگین و پرانرژی تفاوت داشت. این بار خبری از فریاد برای سازماندهی خط دفاع نبود؛ فقط پذیرش پایان یک مسیر طولانی بود.
بایرن آن شب با نتیجه ۳ بر صفر پیروز شد. با این حال، مسابقه بیش از آنکه درباره گلها باشد، درباره انتقال یک نسل بود. رنسینگ وارد زمین شد و کان کنار رفت؛ قاب سادهای که معنای روشن داشت: شماره یک افسانهای دیگر قرار نبود در مسابقهای حرفهای به خط دروازه بازگردد.

تایتان مانشافت
میراث کان فقط با جامهای باشگاهی تعریف نمیشود. او بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶ در ۸۶ مسابقه برای تیم ملی آلمان به میدان رفت و در دورهای دشوار، شخصیت رقابتی مانشافت را نمایندگی کرد. نقطه اوج این مسیر جام جهانی ۲۰۰۲ بود؛ تورنمنتی که آلمان تا دیدار نهایی پیش رفت و کان با نمایشهای تعیینکننده به نخستین دروازهبان تاریخ تبدیل شد که توپ طلای بهترین بازیکن جام جهانی را دریافت میکند.
سبک او ترکیبی از واکنشهای سریع، تسلط بر محوطه جریمه و فشار دائمی بر همتیمیها بود. کان از آن دسته بازیکنانی نبود که حضورشان فقط در آمار مهارها دیده شود. حالت بدن، فریادها و میل افراطی به پیروزی بخشی از تصویری بود که یک نسل از هواداران با دروازه تیم ملی آلمان به یاد میآورند.

پایان دوم؛ این بار در خانه
چند ماه بعد، ۲ سپتامبر ۲۰۰۸، بایرن مونیخ و تیم ملی آلمان در آلیانتس آرنا برای مسابقه خداحافظی رسمی کان روبهروی یکدیگر قرار گرفتند. آن شب فرصت داد هواداران مونیخی نیز بدرقه خود را کامل کنند. اگر کلکته آخرین مسابقه حرفهای بود، دیدار مونیخ پایان نمادین و خانگی داستان به شمار میرفت.
همین دو قاب، پایان دوران کان را متفاوت میکنند: نخست در برابر انبوهی از هواداران در هند و سپس در ورزشگاهی که خانهاش بود. آخرین ایستگاه واقعی تایتان در کلکته قرار داشت؛ شهری دور از مونیخ که برای یک شب نشان داد بعضی چهرههای فوتبال، جغرافیا نمیشناسند.




